السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
645
تفسير الميزان ( فارسي )
پيش خود چيزهايى را بر خود حرام كردهايد سخنى است بدون علم و خدا آن را حلال كرده است . * ( ( وَاشْكُرُوا لِلَّه إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاه تَعْبُدُونَ ) ) * الخ ، نفرمود : ( و اشكروا لنا ، شكر ما را بجاى آريد ) بجايش فرمود : ( * ( وَاشْكُرُوا لِلَّه ) * ، خدا را شكر گزاريد ) ، تا بر مسئله توحيد دلالت بيشترى داشته باشد و به همين جهت دنبالش فرمود : ( * ( إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاه تَعْبُدُونَ ) * ، اگر تنها او را مىپرستيد ) ، تا انحصار را افاده كند ، چون اگر فرموده بود : ان كنتم تعبدونه ، اگر او را مىپرستيد ) ، اين انحصار را افاده نميكرد . * ( ( إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ ، وَالدَّمَ ، وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ ، وَما أُهِلَّ بِه لِغَيْرِ اللَّه ) ) * الخ ، اهلال براى غير خدا ، معنايش اين است كه حيوانى را براى غير خدا مثلا براى بتها قربانى كنند . * ( ( فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ ) ) * يعنى كسى كه ناچار شد از آن بخورد ، به شرطى كه نه ظالم باشد ، و نه از حد تجاوز كند ، و دو كلمه * ( ( غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ ) ) * دو حال هستند ، كه عامل آنها اضطرار است و معنايش اين است كه هر كس مضطر و ناچار شد در حالى كه نه باغى است و نه متجاوز ، از آنچه ما حرام كرديم بخورد ، در اين صورت گناهى در خوردن آن نكرده ، و اما اگر اضطرارش در حال بغى و تجاوز باشد ، مثل اينكه همين بغى و تجاوز باعث اضطرار وى شده باشند ، در اين صورت جائز نيست از آن محرمات بخورد . * ( ( إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) ) * ، اين جمله دليلى است بر اينكه اين تجويز خدا و رخصتى كه داده از باب اين بوده كه خواسته است به مؤمنين تخفيفى دهد ، و گر نه مناط نهى و حرمت در صورت اضطرار نيز هست . * ( ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّه مِنَ الْكِتابِ ) ) * الخ ، اين آيه شريفه تعريضى است به اهل كتاب ، چون در ميان آنان بسيار چيزها در عبادات و غيره بوده كه خدا حلال و طيبش كرده ، ولى بزرگان و رؤساى آنان حرامش كرده بودند ، - و كتابى هم كه نزد ايشان بود آن اشياء را تحريم نميكرد - و اگر بزرگان ايشان احكام خدا را كتمان مىكردند براى اين بود كه رزق رياست و ابهت مقام و جاه و مال خود را زيادتر كنند . و در آيه شريفه دلالتى كه بر تجسم اعمال و تحقق نتائج آن دارد ، بر كسى پوشيده نيست ، چون اولا مىفرمايد : اينكه علماى اهل كتاب احكام نازله از ناحيه خدا را در برابر بهايى اندك فروختند ، همين اختيار ثمن اندك عبارتست از خوردن آتش و فرو بردن آن در شكم ، و ثانيا در آيه دوم همين اختيار كتمان و گرفتن ثمن اندك در برابر احكام خدا را مبدل كرد به اختيار ضلالت بر هدايت ، و ثالثا اين اختيار را هم مبدل كرد به اختيار عذاب بر مغفرت و در آخر ، مطلب را با جمله : ( مگر چقدر بر سوختن در آتش صبر دارند ) ختم نمود و آن جرمى كه از ايشان بيشتر به چشم مىخورد و روشنتر است ، اين است كه بر اين كتمان خود ادامه ميدهند ، و بر آن اصرار مىورزند .